پست‌ها را میتوانید با ترکیب های مختلف در کنار هم بچینید و بصورت زیبا نمایش دهید. نمونه‌های زیر را مشاهده کنید و نمونه‌ی دلخواه خود را پیدا کرده و بسازید. بسادگی می توانید این ترکیبات را بسازید.

پست‌های اخیر

تصویر شاخص پست‌های اخیر در کنار

تاریخ پست‌های اخیر در کنار

۳۰۸, ۱۳۹۹

زندگی زیبا ۱

۳ام آبان, ۱۳۹۹|بدون دیگاه

چشمانم داشت بسته می شد. یعنی امشب هم بدون نوشته ای در سایت به خواب خواهم رفت؟ از زور خستگی پاهایم تیر می کشید. خدایا چه قدر [...]

۳۰۰۷, ۱۳۹۹

مادر یا آدم آهنی؟

۳۰ام مهر, ۱۳۹۹|بدون دیگاه

هنگامی که کودک بودم یا حتی تا سالها بعد از عبور از دنیای کودکی فکر میکردم مادرم چه قدر قوی است . نمی دانم چرا فکر نمی [...]

۳۰۸, ۱۳۹۹

زندگی زیبا ۱

۳ام آبان, ۱۳۹۹|بدون دیگاه

چشمانم داشت بسته می شد. یعنی امشب هم بدون نوشته ای در سایت به خواب خواهم رفت؟ از زور خستگی پاهایم تیر می کشید. خدایا چه قدر [...]

۳۰۰۷, ۱۳۹۹

مادر یا آدم آهنی؟

۳۰ام مهر, ۱۳۹۹|بدون دیگاه

هنگامی که کودک بودم یا حتی تا سالها بعد از عبور از دنیای کودکی فکر میکردم مادرم چه قدر قوی است . نمی دانم چرا فکر نمی [...]

استفاده در 1 تا 6 ستون

زندگی زیبا ۱

۳ام آبان, ۱۳۹۹|بدون دیگاه

چشمانم داشت بسته می شد. یعنی امشب هم بدون نوشته ای در سایت به خواب خواهم رفت؟

از زور خستگی پاهایم تیر می کشید.

خدایا چه قدر این روزها […]

بصورت ترکیبی استفاده کنید

زندگی زیبا ۱

۳ام آبان, ۱۳۹۹|بدون دیگاه

چشمانم داشت بسته می شد. یعنی امشب هم بدون نوشته ای در سایت به خواب خواهم رفت؟ از زور خستگی پاهایم تیر می کشید. خدایا چه قدر این روزها که میگذرند حال و هوای نخواستنی [...]

مادر یا آدم آهنی؟

۳۰ام مهر, ۱۳۹۹|بدون دیگاه

هنگامی که کودک بودم یا حتی تا سالها بعد از عبور از دنیای کودکی فکر میکردم مادرم چه قدر قوی است . نمی دانم چرا فکر نمی کردم که او هم مثل دیگران خسته می [...]

شاهد عینی چیست؟

۲۸ام مهر, ۱۳۹۹|۲ ديدگاه

مدتی است کتاب خوب《حق نوشتن》اثر《جولیا کامرون》را می خوانم. هنوز کتاب به پایان نرسیده اما تا همین جا هم بخش های مفید و انگیزه بخش زیادی برای من داشته است. جدا از انگیزه برای نوشتن که [...]

شعر

۲۷ام مهر, ۱۳۹۹|بدون دیگاه

همه مرا به نام تو می شناسند از دریچه نامتناهی تو می بینند تو مثل هوای پاک اولین روزهای پاییزی تو مثل لحظه پاشیدن رنگ سفید روی سیاهی شب در هنگامه سر زدن سپیده صبح [...]

۳۰۸, ۱۳۹۹

زندگی زیبا ۱

۳ام آبان, ۱۳۹۹|بدون دیگاه

چشمانم داشت بسته می شد. یعنی امشب هم بدون نوشته ای در سایت به خواب خواهم رفت؟ از زور خستگی پاهایم تیر می کشید. خدایا چه قدر این روزها که میگذرند حال و هوای نخواستنی [...]

۳۰۰۷, ۱۳۹۹

مادر یا آدم آهنی؟

۳۰ام مهر, ۱۳۹۹|بدون دیگاه

هنگامی که کودک بودم یا حتی تا سالها بعد از عبور از دنیای کودکی فکر میکردم مادرم چه قدر قوی است . نمی دانم چرا فکر نمی کردم که او هم مثل دیگران خسته می [...]

۲۸۰۷, ۱۳۹۹

شاهد عینی چیست؟

۲۸ام مهر, ۱۳۹۹|۲ ديدگاه

مدتی است کتاب خوب《حق نوشتن》اثر《جولیا کامرون》را می خوانم. هنوز کتاب به پایان نرسیده اما تا همین جا هم بخش های مفید و انگیزه بخش زیادی برای من داشته است. جدا از انگیزه برای نوشتن که [...]

۲۷۰۷, ۱۳۹۹

شعر

۲۷ام مهر, ۱۳۹۹|بدون دیگاه

همه مرا به نام تو می شناسند از دریچه نامتناهی تو می بینند تو مثل هوای پاک اولین روزهای پاییزی تو مثل لحظه پاشیدن رنگ سفید روی سیاهی شب در هنگامه سر زدن سپیده صبح [...]

به جمع +350.000 کاربر راضی از قالب آوادا بپیوندید.

مشاوره رایگان