صفحه اصلی سبک مجله ۳۱۳۹۶-۹-۳۰ ۱۹:۴۵:۳۳ +۰۰:۰۰

    زندگی زیبا ۱

    چشمانم داشت بسته می شد. یعنی امشب هم بدون نوشته ای در سایت به خواب خواهم رفت؟ از زور خستگی پاهایم تیر می کشید. خدایا چه قدر این روزها که میگذرند حال و هوای نخواستنی دارند. صبحها با صدای زنگ ساعت تلفن همراه پریدن و بلافاصله به ساعت نگاه کردن و در ذهن منگ ، فاصله مانده تا شروع کلاس [...]

    خبر های وردپرس

    اخبار عکاسی

    ۳۰۸, ۱۳۹۹

    زندگی زیبا ۱

    چشمانم داشت بسته می شد. یعنی امشب هم بدون نوشته ای در سایت به خواب خواهم رفت؟ از زور خستگی پاهایم تیر می کشید. خدایا چه [...]

    ۳۰۰۷, ۱۳۹۹

    مادر یا آدم آهنی؟

    هنگامی که کودک بودم یا حتی تا سالها بعد از عبور از دنیای کودکی فکر میکردم مادرم چه قدر قوی است . نمی دانم چرا فکر [...]

    اخبار خلاق

    ۳۰۸, ۱۳۹۹

    زندگی زیبا ۱

    چشمانم داشت بسته می شد. یعنی امشب هم بدون نوشته ای در سایت به خواب خواهم رفت؟ از زور خستگی پاهایم تیر می کشید. خدایا چه [...]

    ۳۰۰۷, ۱۳۹۹

    مادر یا آدم آهنی؟

    هنگامی که کودک بودم یا حتی تا سالها بعد از عبور از دنیای کودکی فکر میکردم مادرم چه قدر قوی است . نمی دانم چرا فکر [...]

    خبر های رسانه ای

    زندگی زیبا ۱

    ۳ام آبان, ۱۳۹۹|بدون دیگاه

    چشمانم داشت بسته می شد. یعنی امشب هم بدون نوشته ای در سایت به خواب خواهم رفت؟ از زور خستگی پاهایم تیر می کشید. خدایا چه [...]

    زندگی زیبا ۱

    چشمانم داشت بسته می شد. یعنی امشب هم بدون نوشته ای در سایت به خواب خواهم رفت؟ [...]

    اخبار فعال

    زندگی زیبا ۱

    ۳ام آبان, ۱۳۹۹|بدون دیگاه

    چشمانم داشت بسته می شد. یعنی امشب هم بدون نوشته ای در سایت به خواب خواهم رفت؟ از زور خستگی پاهایم تیر می کشید. خدایا چه [...]

    زندگی زیبا ۱

    چشمانم داشت بسته می شد. یعنی امشب هم بدون نوشته ای در سایت به خواب خواهم رفت؟ [...]