وبلاگ بزرگ

/وبلاگ بزرگ
وبلاگ بزرگ۱۳۹۶-۹-۳۰ ۲۰:۰۳:۱۵ +۰۰:۰۰

زندگی زیبا ۱

چشمانم داشت بسته می شد. یعنی امشب هم بدون نوشته ای در سایت به خواب خواهم رفت؟ از زور خستگی پاهایم تیر می کشید. خدایا چه قدر این روزها که میگذرند حال و هوای نخواستنی [...]

توسط |۳ام آبان, ۱۳۹۹|دسته بندی ها: دسته‌بندی نشده|۲ ديدگاه

مادر یا آدم آهنی؟

هنگامی که کودک بودم یا حتی تا سالها بعد از عبور از دنیای کودکی فکر میکردم مادرم چه قدر قوی است . نمی دانم چرا فکر نمی کردم که او هم مثل دیگران خسته می [...]

توسط |۳۰ام مهر, ۱۳۹۹|دسته بندی ها: دسته‌بندی نشده|بدون دیگاه

شاهد عینی چیست؟

مدتی است کتاب خوب《حق نوشتن》اثر《جولیا کامرون》را می خوانم. هنوز کتاب به پایان نرسیده اما تا همین جا هم بخش های مفید و انگیزه بخش زیادی برای من داشته است. جدا از انگیزه برای نوشتن که [...]

توسط |۲۸ام مهر, ۱۳۹۹|دسته بندی ها: دسته‌بندی نشده|۲ ديدگاه

شعر

همه مرا به نام تو می شناسند از دریچه نامتناهی تو می بینند تو مثل هوای پاک اولین روزهای پاییزی تو مثل لحظه پاشیدن رنگ سفید روی سیاهی شب در هنگامه سر زدن سپیده صبح [...]

توسط |۲۷ام مهر, ۱۳۹۹|دسته بندی ها: دسته‌بندی نشده|بدون دیگاه

چگونه ایده برای نوشتن داستان پیدا کنم؟

این سؤال همیشه برای من مطرح بوده است. از آن روزهایی که جوانتر از حالا بودم، اصلا‌‌‌ً نه از نوجوانی که عشق داستان نوشتن داشتم تا بعدها که کم کم این عشق کمرنگ شد. یعنی [...]

توسط |۲۲ام مرداد, ۱۳۹۹|دسته بندی ها: دسته‌بندی نشده|بدون دیگاه

دنیای این روزهای من

ساعت از دو نیمه شب گذشته. من هنوز چشمانم نمناک است. پارسا به خواب رفته و همسرم هم.صدای چرخش پنکه و تیک تیک ساعت موسیقی این دقایق من است. امروز با هر فکری که از [...]

توسط |۲۲ام مرداد, ۱۳۹۹|دسته بندی ها: دسته‌بندی نشده|بدون دیگاه