آرشیو ماهانه: آبان ۱۳۹۹

جملاتی ناب از کتاب 《حق نوشتن》جولیا کامرون

توسط |۱۳۹۹-۸-۱۶ ۱۸:۱۴:۴۴ +۰۰:۰۰۸ام آبان, ۱۳۹۹|دسته‌بندی نشده دسته بندی ها|

مدتی پیش به توصیه استادم  شروع به خواندن کتاب 《حق نوشتن》 جولیا کامرون کردم. هرچند  به علت ترجمه، بعضی بخشهایش را آنچنان که باید و شاید درک نمی کردم اما بیشتر قسمت های کتاب حاوی نکات بسیار ارزشمند و کاربردی و بسیار اغوا کننده برای نوشتن بود.  من جملاتی از کتاب را که دوست داشتم یادداشت [...]

نامه ای کوتاه به تو

توسط |۱۳۹۹-۸-۶ ۲۲:۰۱:۴۱ +۰۰:۰۰۶ام آبان, ۱۳۹۹|دسته‌بندی نشده دسته بندی ها|

تو قهر کردی و از اتاق بیرون رفتی گفتی : تو خیلی غر میزنی و مینالی. گفتم چرا؟ و دلم شکست. واقعاً چرا تحملش برایتان سخت است؟ من فقط به این شکل میتوانم که شرایط سخت را تحمل کنم. هیچ گاه قادر نیستم در حالی که روزهایی سخت و پر از فشار و سر و کله [...]

زندگی زیبا ۱

توسط |۱۳۹۹-۸-۳ ۲۱:۳۲:۲۰ +۰۰:۰۰۳ام آبان, ۱۳۹۹|دسته‌بندی نشده دسته بندی ها|

چشمانم داشت بسته می شد. یعنی امشب هم بدون نوشته ای در سایت به خواب خواهم رفت؟ از زور خستگی پاهایم تیر می کشید. خدایا چه قدر این روزها که میگذرند حال و هوای نخواستنی دارند. صبحها با صدای زنگ ساعت تلفن همراه پریدن و بلافاصله به ساعت نگاه کردن و در ذهن منگ ، فاصله [...]

مادر یا آدم آهنی؟

توسط |۱۳۹۹-۷-۳۰ ۱۹:۵۴:۲۱ +۰۰:۰۰۳۰ام مهر, ۱۳۹۹|دسته‌بندی نشده دسته بندی ها|

هنگامی که کودک بودم یا حتی تا سالها بعد از عبور از دنیای کودکی فکر میکردم مادرم چه قدر قوی است . نمی دانم چرا فکر نمی کردم که او هم مثل دیگران خسته می شود ، دلش استراحت و لم دادن روی کاناپه می خواهد.همیشه او می پخت و جمع میکرد و ... خلاصه همه [...]

شاهد عینی چیست؟

توسط |۱۳۹۹-۷-۲۸ ۲۰:۵۸:۳۱ +۰۰:۰۰۲۸ام مهر, ۱۳۹۹|دسته‌بندی نشده دسته بندی ها|

مدتی است کتاب خوب《حق نوشتن》اثر《جولیا کامرون》را می خوانم. هنوز کتاب به پایان نرسیده اما تا همین جا هم بخش های مفید و انگیزه بخش زیادی برای من داشته است. جدا از انگیزه برای نوشتن که به نظرم در این زمینه فوق العاده نوشته شده است، بخش های جالب توجه زیادی در کتاب وجود دارد. از جمله [...]

شعر

توسط |۱۳۹۹-۷-۲۷ ۱۹:۵۶:۲۷ +۰۰:۰۰۲۷ام مهر, ۱۳۹۹|دسته‌بندی نشده دسته بندی ها|

همه مرا به نام تو می شناسند از دریچه نامتناهی تو می بینند تو مثل هوای پاک اولین روزهای پاییزی تو مثل لحظه پاشیدن رنگ سفید روی سیاهی شب در هنگامه سر زدن سپیده صبح تو مثل آب رکنی حافظ شیرین و ناب و عزیزی ای شعر یا از آن هم بهتر یک نفر گفت به [...]