تو قهر کردی و از اتاق بیرون رفتی

گفتی : تو خیلی غر میزنی و مینالی.

گفتم چرا؟ و دلم شکست.

واقعاً چرا تحملش برایتان

سخت است؟ من فقط به این شکل

میتوانم که شرایط سخت را تحمل

کنم. هیچ گاه قادر نیستم در حالی که

روزهایی سخت و پر از فشار و سر و کله

ز دن با بچه را پشت سر گذاشته ام ساکت

شوم وفقط لبخند بزنم و بگویم همه چیز

عالی است. من نیاز دارم که تو این را

بفهمی و فکر نکنی سخت ترین کار دنیا

فقط بیرون کار کردن و پول درآورد ن

است.

که البته فوق العاده سخت است، اما

تربیت و دست و پنجه نرم کردن با یک

بچه سخت از آن هم خیلی دشوارتر

است.

من خوب میدانم که تو روزهای سختی را

میگذرانی اما عزیز دلم همانطور که دلت

می خواهد من حالت را بفهمم من هم

همین را از تو میخواهم. چه اشکالی دارد

اگر چاشنی چند غر هم بعضی روزها در کاممان باشد؟

اگر بدانی که تنها راه تخلیه روانی من همین است.

من دلم می خواست که من و تو دو رفیق

باشیم و همیشه و در همه حال به هم

کمک کنیم نازنین من. رفقای جدا نشدنی.