نوروز امسال یعنی ۱۴۰۰، هم تمام شد و دوباره برگشتم به روزهای تکراری عمر. روزهای کرونایی که با یک دنیا اضطراب و نگرانی همراه است. که در حال خوردن ماست و اگر نوشتن همین چند خط و خواندن کتابهایی که دوست دارم نبود بدون شک دچار افسردگی حاد می شدم.

قرار بر این است که دوباره چالش نوشتن در سایت را شروع کنم و همین حالا که ساعت از یک بامداد گذشته مشغول همان کار هستم.

هر چند که نمی دانم چه بنویسم، اما قرار بود که از دل روز مرگی ها تولید محتوا کنم.

کلمه سال خودم را 《مداومت》انتخاب کردم  و امیدوارم همیشه آن را گوشه ذهنم و تا آخر این سال اگر زنده بمانم که نه تا آخر عمر و در همه کارها داشته باشم.

این نوشته بسیار کوتاه شد اما به نظرم برای شروع یک چالش تازه همین هم بد نیست .

چه قدر عاشق کسانی هستم که همیشه به دنبال ایده ای تازه برای تازه ماندن هستند مثل دوست نازنینم بیتا جان.